تبليغاتX
روز تایپ
روز تایپ
کمی اندیشه فقط
ساعت 18:34 شنبه شانزدهم خرداد 1388  توسط نگار

مناظره موسوی و احمدی نژاد از هر منظری که بهش نگاه کنی در نوع خودش بینظیر بود. فیلم کاملش رو دانلود کردم و چندین بار به حرفای دو طرف گوش دادم ... فارغ از هیاهویی که پیرامون این مناظره در جریانه یک نکته مثل زنگ مدام تو گوشمه و اون اینه که : "ما به حداقل ِ بلوغ سیاسی نرسیدیم"

شخصی مثل دکتر احمدی نژاد در یک سوی میزی قرار گرفته که اکثریت قریب به اتفاق ملت ناآگاه (شایدم آگاه) اون رو مظهر شجاعت و ظلم ستیزی یا به تعبیر خودش ضد اشرافیت قلمداد میکنن. سوی دیگه میز مردی نشسته از سالهای نه چندان دور خفقان و سرکوب و دلهره ... هر دو به ظاهر با هم اختلافات ریشه ای دارن ولی فقط یک لحظه عمیق به موضوع نگاه کنید! احمدی نژاد که از آسمون نیومده ... از رأی همین مردم به ریاست جمهوری رسیده و طبق گفته امام "میزان رأی ملت است" ... این جمله ای که امام گفتن جمله کمی نیست ... هزار معنی در خودش داره و یکی از معانیش اینه که میزان برای انتخاب ریاست جمهور خرد جمعی یا بی خردی جمعی است! رأی ملت شرط است و لاغیر ...
احمدی نژاد یک موجود خارق العاده خلق شده جدید نیست، احمدی نژاد حاصل ۳۰ سال سرکوب و نداشتن حق بیان و آزادی اندیشه است.

متاسفانه ما فکر میکنیم که لغاتی مثل حقوق بشر، آزادی قلم و حق بیان فقط شعارهایی فانتزی هستند که یک عده که خوشی زده زیر دلشون بیان میکنن. نه! عزیز من! اینکه مردم اینقدر تک بعدی بار بیان که حتی نتونن قضاوت صحیح بکنن و اینکه اینقدر مردم رو در جهل و ترس و نادانی قرار بدن و براشون یک موجود فرضی خلق کنن که پشت پرده سیاست ایران بازیگردان اصلیست، باعث میشه که یک عده در مناظره چهارشنبه، برای احمدی نژاد دلسوزی کنند و آه بکشن و اون رو مظهر شجاعت خلق بنامند.

آقای موسوی عزیز من شما را دوست دارم ولی شاید خیلی دیر به این فکر افتادید که باید این فضا و این نوع گفتمان تک سویه و قلدرمابانه رو تغییر بدین. اون زمانی که آقای خاتمی فریاد میزد: غم ما غم نان نیست، غم آزادی است ... هیچ کس منظورش رو درک نکرد ... همه چماق بدست گرفتند که خاتمی اقتصاد حالیش نیست و دنبال قرتی بازیه !!! اون زمانی که باید مردم به بستن دو روزنامه مهم تاثیر گذار در فکر و اندیشه ملت اعتراض میکردن خیل طرفداران اصلاح طلبی که روبان سبز و سفید میبندن کجا بودن؟
دقیقا همون موقع بود که احمدی نژاد ریشه گرفت و به ثمر نشست ... احمدی نژاد یک شخص نیست، یک تفکره، موجی است به قدمت تاریخ ... ریشه در استکبار و استعمار و سرکوبی داره که هزاران ساله این مملکت به چشم دیده ... ثمره فقر سیاسی و اجتماعی و عمومی تاریخ یک ملته ...

آقایون و خانمهای اصلاح طلب (!) قبل از اونکه فریاد بزنید "احمدی بای بای" به این فکر کنید که چه کسانی به زائیده این تفکرات رأی میدن؟ چه کسانی اون رو قهرمان میدونن؟ چه کسانی فقط به کف دهن کاندیدا و "چیز" گفتن دیگری چشم دوختن؟ چه کسانی حتی یک خط از برنامه های کاندیدای محبوبشون رو نمیدونن و تا ساعت ۱۲ شب تو خیابون براش بوق میزنن؟ چه کسایی میرقصن و جیغ میزنن بدون اینکه بدونن برای چی؟ این افراد هیچ فرقی با طرفدار چشم و گوش بسته احمدی نژاد ندارن و به همون نسبت آسیب پذیرن ...

چیزی که جاش در این تبلیغات و هوچی گری ها خالیه اندیشه است. همونطور که آقای موسوی گفتن خوبه که کمی "تعقل" پیشه کنیم و دست از این هیجانات برداریم ...

پی نوشت: و من القوم الضالین الذین لا رأیمون  (همانا از قوم گمراهانند کسانی که رأی نمیدهند)


_________________________________________________________________________________
     
 
Blog Skin