تبليغاتX
روز تایپ - چرا سرنوشت من سردرگمه؟


روز تایپ

چرا سرنوشت من سردرگمه؟

واقعا بدترین چیز تو زندگی دروغه، بخصوص از اونایی که اصلا توقعش رو نداری ... خوب خیلی راحت میشه به جای دروغ گفتن کمی شجاعت داشت و حقیقت رو گفت. از چی آخه باید ترسید؟ از اینکه ممکنه بشنوه و ناراحت بشه ... خوب پیش خودت فکر نمیکنی اگه بفهمه موضوع چیه ۶۰۰ برابر بیشتر ناراحت میشه؟ تا حالا احمق فرضت کردن که ببینی چه حس بدیه؟ امیدوارم کسی این کارو باهات نکنه!

کلا فکر میکردم خیلی چیزا این روزا باید متفاوت پیش بره ولی گاهی بهتره الکی برای خودت خوش نباشی به امید چیزایی که هنوز پیش نیومده! کمی باید از بالای تپه توهماتم بیام پایین و با واقعیات روبرو بشم. این زندگیییییییییی اینجوری واقعی تره نه؟ به زور نمیشه چیزی رو خواست که اصلا برای تو ساخته نشده. بذار هر کی به زندگی خودش برسه!

الان داشتم دونات درست میکردم با طعم دارچین که خودم دوست دارم، طعم زنجبیل که طعم مورد علاقه باباست، کمی برشته و نازک که مامان دوست داره، پر از کاکائو که لادن و سانی و پردیس عاشقشن ... تمام خاطرات خوب دوران بچگیها جلوی چشمام رژه میرفتن و من نمیدونم چرا شادی واقعی فقط یکبار تو زندگی اتفاق میافته؟ ولی خدا رو شکر بابت همین حس خوب ...

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت15:16توسط نگار |